به گزارش “بازی انفجار”، روز گذشته در شرایطی که دیدار دو تیم سپیدرود و گل ریحان البرز با تساوی یک بر یک در ورزشگاه سردار جنگل دنبال می شد، به یکباره هجوم یک هوادار به قصد کتک زدن مهدی اسلامی دروازه بان تیم خودی، بازی را متوقف کرد و وقفه ای یک ساعته در بازی ایجاد کرد.

 

دروازه بان فصل گذشته تیم فوتبال مس کرمان، در گفتگو با “بازی انفجار” در رابطه با این اتفاق عجیب صحبت کرده و از آن به عنوان یکی از عجیب ترین صحنه هایی که در طول زندگی اش دیده، یاد کرد.

 

فحش می دادند و صدایم می کردند ولی برنمی گشتم
در ابتدا که می خواستیم بازی را شروع کنیم، شرایط خوب بود و اصلا جو سنگینی نبود. بعد از اینکه تیم ما گل خورد، چند موقعیت داشتیم که گل نشدند. بعد هواداران شروع کردند به فحاشی کردن. چند نفر من را صدا می کردند که نگاه نمی کردم. بعد فحاشی به خانواده ام را شروع کردند.

فقط شنیدم یکی می گوید مواظب باش
بعد برگشتم دستم را به نشانه اعتراض بالا بردم که چرا فحش می دهید. فقط داشتند به خانواده من فحاشی می کردند. من رو به بازی برگشته بودم که شنیدم یکی می گوید، مواظب باش. یکی به من حمله کرد و من فقط فرصت این را پیدا کردم که جاخالی کنم تا مشت نخورم. بعد هم مامورین آمدند و آن فرد را بردند.

 

از یک جایی خط می گیرند به من و نظرمحمدی فشار بیاورند
البته این برای اولین مرتبه نیست؛ یک بار دیگر هم همین اتفاق افتاده بود. من سال ها در تیم های پر هوادار بازی کرده ام. امسال هم روند خیلی خوبی داشته ام و هر کسی که بازی های تیم ما را دیده باشد، متوجه می شود. این ها از یک جایی خط می گیرند که من و علی نظرمحمدی را تحت فشار قرار بدهند. من می خواستم پس از آن صحنه، دیگر بازی نکنم که علی نظرمحمدی از من خواست تا آخر بازی کنم.

 

می خواستیم بازی کنیم که 200 نفر هجوم آوردند
بعد از این اتفاقات، می خواستیم بازی کنیم که یکباره 200 نفر وارد زمین شدند. من بازی را ادامه ندادم و بازی هم 40 دقیقه متوقف شد. بعد از این همه معطلی هم نزدیک به 2 ساعت در رختکن حبس شده بودیم تا استادیوم خالی شود و بعد بیرون برویم.

 

2 ساعت بعد از بازی در رختکن حبس بودیم
بعد از پایان بازی، چند تا از لیدرهایشان آمدند و معذرت خواهی کردند. اکثرا لیدرهای خوبی هستند. این اتفاق هم در یکی از جایگاه ها افتاد و بقیه ساکت بودند. البته یکی از آنها بعد از بازی می خواست کاری بکند که او را دور کردند و علی نظر محمدی با او برخورد کرد.

 

مگر من چه کار کرده بودم که باید فحش و کتک بخورم
سوال من از آن هواداران این است که واقعا اگر علی نظرمحمدی در این تیم نباشد، چه کسی می خواهد این تیم را بگرداند. این تیم مشکلات بسیار زیادی دارد و این ها خودشان هم با این رفتارشان مشکلات را بیشتر می کنند. ما هر 40 روز یک بار خانواده مان را می بینیم و یک عده برای اینکه خودشان را خالی کنند به خانواده ما فحش می دهند. حداقل به آنهایی که لایق فحش خوردن هستند، فحش بدهند. مگر من چه کاری کرده ام!

 

در سه چهار هفته اخیر تیم ما را نابوده کرده اند
از زمانی که نظرمحمدی آمده، شرایط خوب شده بود و خوب نتیجه می گرفتیم و حتی می توانستیم یکی از مدعیان باشیم. ولی در سه چهار هفته اخیر تیم ما را نابوده کرده اند. فکر می کنم این برنامه ریزی شده است.

 

سپیدرود را انتخاب کردم چون هوادار دارد
من سپیدرود را انتخاب کردم، چون هوادار دارد. من با چند تا تیم به لیگ برتر آمده ام که شرایط بهتری داشته اند ولی اینجا هوادار بهتری دارد.

 

دیگر تا فراهم شدن امنیت جانی بازی نمی کنیم
حالا هم شرایط طوری شده که تا شرایط مهیا نباشد، دیگر فوتبال بازی نخواهیم کرد. با نزدیک 13، 14 بازیکن که از شهرهای دیگر هستند، دیروز رشت را ترک کرده و به تهران آمدیم و تا زمانی که شرایط آرام نشود و امنیت نداشته باشیم، بازی نخواهیم کرد. فرقی نمی کند برای من یا علی نظر محمدی. این اتفاق ممکن است دوباره برای هر کدام از بازیکن های ما رخ بدهد. چند تا از بچه ها بعد از بازی پست گذاشتند که تا شرایط درست نشود، بازی نمی کنیم. به هر حال باید از یک جایی شروع شود. این بار اول هم نیست؛ برای خداداد عزیزی و علی کریمی هم بوده است. علی نظر محمدی با چنگ و دندان این تیم را تشکیل داده است.

 

واقعا دوست داشتم دیگر فوتبال بازی نکنم
اسلامی در پاسخ به این سوال که چه احساسی پس از حمله آن هوادار داشت، گفت: واقعا دوست داشتم دیگر فوتبال بازی نکنم. فقط فکر می کردم که سالم از ورزشگاه بیرون بروم. واقعا چیز عجیب و غریبی بود که اتفاق نیفتاده یا من ندیده بودم. اصلا ندیدم در زمین خودت بازی کنی و به تو حمله کنند.

 
همه بچه ها تعجب کرده بودند این اتفاق چرا باید بیفتد؟
این حمله کردن باعث شد من و سایر بازیکنان تمرکزمان را از دست بدهیم و در نهایت هم باختیم. تمام بازیکنان ما از آنهایی که رشتی هستند و آنهایی که از خارج رشت هستند، مانده بودند که چرا در خانه خود آدم این اتفاق رخ می دهد.

 

دوست داریم دیگر در خانه بازی نکنیم
سه هفته پشت سر هم در خانه بازی داریم. این طور در خانه بازی کردن سخت است و بهتر است بازی نکنیم. هر کس با من تماس می گیرد، نگران حال من است. خانواده ام نگران من بودند و بارها بعد از بازی به من زنگ زده بودند، چون تصاویر تلویزیونی قطع شده بود. امیدواریم هر کسی که مسئول هست کار را دست بگیرد که دیگر شاهد این اتفاقات نباشیم.